
رقت انگیزتر این که هر بار، با سرعت بیشتری در این مسیر مسدود حرکت می کنند؛ گو این که تصورشان این است که مشکل، نه از انسداد انتهای مسیر که از سرعت اندک اینان بوده است؛ بدین سان، تندروی در ایران، روز به روز نهادینه تر می شود، ولو این که هر بار که سرشان به دیوار می خورد، بیشتر بشکند و عمیق تر جراحت ببیند!
عصر ایران ؛ جعفر محمدی – به هزار تأسّف و تحسّر و تعجّب باید گفت که تصمیم گیران ما به ویژه در بحران ها، به جای یافتن یا ساختن راهی جدید، مسیر بن بستی را می پیمایند که بارها رفته اند و عالم و آدم می دانند انتهایش جز دیواری سترگ نیست. رقت انگیزتر این که هر بار، با سرعت بیشتری در این مسیر مسدود حرکت می کنند؛ گو این که تصورشان این است که مشکل، نه از انسداد انتهای مسیر که از سرعت اندک اینان بوده است؛ بدین سان، تندروی در ایران، روز به روز نهادینه تر می شود، ولو این که هر بار که سرشان به دیوار می خورد، بیشتر بشکند و عمیق تر جراحت ببیند!
در حوادث تلخ و خونین دی ۱۴۰۴ تصمیم گیران، بار دیگر تصمیمات مشابهی گرفت که نه تنها التیام بخش نبود که مصداق نمک بر زخم پاشیدن است.
یکی از بارزترین خطاها – که مصداق رفتن چندین باره به انتهای کوچه بن بست است – این بود که به جای جریان سازی واقع گرایانه و اطلاع رسانی درست از حوادث کشور، سیاست محدودسازی رسانه های داخلی را ادامه دادند و بدین ترتیب، مردمِ تشنۀ اطلاعات از ایرانِ پر التهاب، به طور رسمی و علنی و دهها میلیونی به سمت رسانه های خارج از ایران هل داده شدند.