✍️علی مرادی مراغه ای

✅تجارت برده در دوره محمدشاه با فشار و زور انگلستان ممنوع گردید. شاه ایران زیر بار نرفته، متوسل به احکام اسلام می شد که در آن، برده و کنیز حلال بود. این کشمکش به مدت ۹ ماه بین انگلستان و محمدشاه قاجار ادامه یافت تا اینکه سرانجام محمدشاه تسلیم شده و قرارداد منع تجارت برده را با انگلستان امضا کرد.
اما خرید و فروش برده و کنیز همچنان بصورت پنهانی در ایران ادامه داشت، بطوریکه زوّار ایرانی وقتی به حج میرفتند غلامان سیاهشان را با خود می بردند تا در صورت کم آوردن هزینه سفر، بفروشند و کسری مخارج حج را تامین کنند…!

♦️بهترین منبع برای کشمکش انگلستان با محمدشاه قاجار جهت ممنوع کردن تجارت برده، مکاتبات سالهای ۱۲۵۶-۱۲۶۲ ه .ق موجود در کارتن ۵ پرونده ۲، آرشیو وزارت امور خارجه بوده و همچنین این منبع:
BomBay Pol. Letters Recd. Vol. 8. quote of Kelly, Britain and Persian Gulf, Vol. 1, Oxford , 1968.

♦️غلیان احساسات و افکار ضد برده‌داری و تجارت برده در اروپا در قرن ۱۹ باعث تصویب قانون منع تجارت برده در پارلمان انگلستان شده و از ۱۸۱۱ ممنوع شد و کمپانی هند شرقی وابسته به انگلستان در ۱۸۲۰ م مامور اجرای قراردادهای منع تجارت برده در منطقه خلیج فارس گشت.
در این زمان در ایران، تجارت برده سود سرشاری داشت، یکی از نمایندگان کمپانی هند شرقی انگلیس در بندر عباس می‌نویسد:
«بلوچ ها بابت بردگانی که از مناطق سردسیر به شیراز و کرمان می‌آورند…منابع هنگفتی عایدشان می گردد»

♦️بدنبال تصویب منع تجارت برده توسط پارلمان انگلستان، فشار انگلستان بر ایران و اعراب خلیج فارس از سوی کمپانی هند شرقی گسترش یافت. جاستین شیل وزیر مختار انگلستان مامور مذاکره با حکومت قاجار برای لغو تجارت برده شد.
اما وقتی صدراعظم میرزا آغاسی، خواسته های انگلیسیها را با محمدشاه در میان گذاشت، شاه ضمن مخالفت، نوشت:
«جناب حاجی!
غلام و کنیز خریدن موافق شرع غرای حضرت خاتم الانبیاست من نمی توانم به مردم خود بگویم حلال شرع را من به شما حرام می کنم»
(بنگرید به سند زیر: اسناد وزارت امور خارجه، نامه جاستین شیل به حاجی میرزا آقاسی، ذیقعده ۱۲۶۲، مکاتبات ۱۲۶۲_ ۱۲۵۶ه. پرونده ۳۸)

♦️جاستین شیل مجبور شد به مراجع دینی تهران و محمدباقر شفتی مراجعه کند، آنها پاسخ دادند:
«خرید و فروش جایز است، اما عدم خرید و فروش حرام نیست…»
کشمکش و فشار انگلستان بر محمدشاه به مدت ۹ ماه ادامه یافت، محمدشاه مقاومت کرده می گفت:
«خلاف مذهب من است، خلاف دین من است و من لم یحکم بما انزل الیه لیت هم الکافرون و هم المنافقون و الفاسقون، آیه صریح قرآن است…»
(آرشیو اسناد وزارت امور خارجه، نامه ۲۹ رمضان ۱۲۶۳، کارتن ۶، پرونده ۵)
جاستین شیل که از راضی کردن شاه ایران مایوس شده بدنبال راه حلی مناسب تر به پالمرستون نخست وزیر بریتانیا نوشت:
«من حرف دیگری برای متقاعد کردن شاه ایران ندارم تا بر اصرار او فائق بیایم، خواهش می کنم عقیده بهتری به من بدهید، این بحث ها نظر او را تغییر نخواهد داد»
و اینجاست که توسل به قوای نظامی مطرح شده و ستوان فرانسیس فرانت از هنگ سوار نظام بمبئی از سوی انگلیس مامور پی گیری شده اما بدون درگیری، شاه ایران مجبور به تمکین و عقد قرارداد منع تجارت برده با انگلستان می گردد.

♦️اما حتی پس از انعقاد قرارداد نیز حکومت ایران، پنهانی آنرا زیر پا میگذاشت! چون در نامه ای از سوی وزارت امورخارجه به کارگزاری بوشهر دستور داده شده:
«چون در تهران کنیزی قابل تربیت و بی عیب نمی توان یافت از آنجا دو یا سه کنیز که بومی نباشد بخرید بفرستید…»
(منبع زیر: آرشیو اسناد وزارت امور خارجه به کارگزاری بوشهر، پرونده ۳۹، کارتن ۱۳)
همچنین، محمدابراهیم کازرونی که پس از عقد قرارداد، در اواخر حکومت محمدشاه از بندر لنگه دیدن کرده می نویسد:
«در هر خانه ده دوازده نفر غلام و کنیز هستند چنان وفور دارد که جمیع خلق آنجا به زبان سودان متکلم اند»
(تاریخ بنادر و جزایر خلیج فارس…ص۱۱۸)

♦️در برخی اسناد نیز آمده که اشراف، کنیزان خوبی می خریدند و به ناصرالدین شاه هدیه می دادند بطوریکه ناصرالدین شاه ۵۰ سال پس از عقد قراردادِ منع تجارت برده، می نویسد:
«یک بچه کنیز بمباسی سیاه خوبی، سقاباشی از مکه برای ما آورده بود…»

🔷 تاثیرات فرهنگی بردگان کاکاسیاه و کنیزان آفریقایی در سواحل خلیج فارس چنان ماندگار بوده که یکصد سال بعد، غلامحسین ساعدی پس از دیدن فضای فرهنگی آنجا در اثر خود«اهل هوا» بدان پرداخته است!

Telegram (https://t.me/Ali_Moradi_maragheie)