
تخت سلیمان یا آتشکدهٔ آذرگشسپ نام یک مجموعه تاریخی در استان آذربایجان غربی است که در بخش تخت سلیمان در شهرستان تکاب واقع شدهاست. این مجموعه در نزدیکی شهر تازهکندنصرتآباد قرار دارد و در گذشتهٔ دور «گَنجَک» نامیده شدهاست. هماکنون نام آن شهر، تخت سلیمان است. گفته شده که تخت سلیمان همان «فرهاسپه» پایتخت شاهنشاهی اشکانی بودهاست. تخت سلیمان بزرگترین مرکز آموزشی، مذهبی، اجتماعی و عبادتگاه ایرانیان در قبل از اسلام بهشمار میرفت؛ اما در سال ۶۲۴ میلادی و در حملهٔ هراکلیوس، امپراتور روم به ایران، تخریب شد. در آن زمان این شهر گنجک نام داشت.[۱] آتشکده آذرگشسپ در شهر گنجک جای داشت که امروزه با نام روستای (شهر) تخت سلیمان شناخته میشود.
تاریخچه[ویرایش]

گنزک (به پارسی میانه) یا گنجک (به پهلوی)، گنزه، گنجه و به ارمنی گنزکا یا کادزا، به سریانی گنذزک یا گنژگ، به یونانی گنزکا، گادزاکا، گادزا،[۲] مورخان عرب آن را جَزَن، جَنزَه، جَزنَق یا جَنزَقه نام بردهاند، مغولان آن را ستوریق گفتهاند. نام دیگر این شهر، «شیز» بودهاست. شهری باستانی و مقدس برای ایرانیان بود. پلوتارک مورخ یونانی این شهر را با نام فِراد نوشتهاست. در نوشتههای دیگر پهلوی شَیچ خوانده شده، در شاهنامه چیچست به کار رفته و کهنتر از همهٔ این نوشتهها، در اوستا است که نام آن را برگرفته از دریاچهٔ آن چِئیچَست آوردهاست. چیچَست نام دریاچهای بود که امروزه با نام دریاچهٔ ارومیه شناخته میشود.[۳] امروزه تمام این نامها از بین رفته و این محل را از روی پادشاه یهودی، سلیمان برگرفتهاند و تخت سلیمان مینامند.
این شهر باستانی در دورههای گوناگون مکان زندگی اقوامی مانند مادها، هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان و مغولان بوده و در هریک از دورانهای بالا، این محل در اوج قدرت و تمدن زمان مربوط به خود بودهاست. اکنون آثاری از این شهر در آذربایجان غربی شهرستان تکاب (تیکان تپه) برجای ماندهاست که جلوه گر شکوه و عظمت این شهر باستانی بسیار زیباست.[۴]
در زمان حملهٔ اعراب در مدارک رومی و ارمنی نام سپهبد و شاهزادهٔ آذربایجان «رستم پسر فرخ هرمز» آورده شده که البته با توجه به متن شاهنامه در بخش نامهٔ رستم فرخزاد به برادرش دلالت بر تاریخی بودن شاهنامه دارد؛ همچنین فردوسی به نام گنجه هم اشاره کرده که آن نیز سند تاریخی است.
| چو نامه بخوانی تو با مِهتَران | برانداز و برساز لشکر بَران | |
| همی تاز تا آذرآبادِگان | دیار بزرگان و آزادگان | |
| همیدون گَله هرچه داری ز اسب | ببر سوی گنجورِ آذرگشسب |