📜نامه های کوفی
✍️سعید بیابانکی

(۱)
چه استادانه
سرت را بالای نی می فرستد
این مداح جوان
پاکتش را بدهید
در مجلسی دیگر نی ها منتظرند!

(۲)
تترون های ژاپنی
عطرهای فرانسوی
برنج های پاکستانی
چای های هندی…
در عزای تو همه ی جهان جمع اند
ما هم آمده ایم
با نامه های کوفی!

(۳)
نه تابلوهای فلکسی
نه شمایل های سه در پنج
نه استریوهای هشت باند
نه انبوه جمعیت
چه مجلس خلوتی داریم اینجا
من و دوازده بند محتشم!

(۴)
دهل فروشی
سنج فروشی
زنجیر فروشی
شمشیر فروشی
به نام تو
چه قدر دکان باز شده است!

(۵)
به یاد لبان تشنه ات
ظهر عاشورا
شربت زعفرانی نوشیدیم
در جام های کریستال!

(۶)
همه منتظر شکار این لحظه اند
بادوربین های کانن:
وقتی شمر
با سر بریده
از قتلگاه بیرون می آید!

(۷)
می خواستم
این دو قطره اشک
پنهان بماند
گوشه ی این هیات
امان از دوربین های شبکه ی خبر!

(۸)
جهان یکسره فریاد می شد
اگر روضه خوان ها
حرفهایت را می شمردند
نه زخم هایت را !

(۹)
هر روز و هر سال
تو را روضه روضه
سر می برند
و تو هنوز زنده ای…

(۱۰)
در میدان شهر
خیمه هایت را سوزاندند
تعزیه خوان ها
ما هم برایشان بنزین بردیم
و این پایان عاشورایت بود!